مبانی نظری حقوق شهروندی در حقوق ایران و بینالملل (فصل دوم تحقیق)
حقوق شهروندی در حقوق عرفی
در این گفتار به بررسی حقوق شهروندی در حقوق ایران و بینالملل پرداخته و خلاصهای از مفاد آنها را بیان میكنیم:
الف)حقوق شهروندی در حقوق ایران
از كوروش كبیر كه بگذریم در طول تاریخ سر زمین ایران انقلاب مشروطیت نقطه عطفی در پاسداشت و احیای حقوق مردم به حساب می آید.برخی از مورخین ومحققین معتقدند اولین اعلامیه ای كه در جهان راجع به حقوق بشر داده شده از طرف كوروش كبیر بوده است كه در سال 538 قبل از میلاد به بابل در دوران پادشاهی بخت النصر لشكر كشی كرد وطرحی نو در حكومت افكنده است وبه قول ارسطو «كوروش كبیر خویش را از بندگی رهانیده است »[1] . لیك از دوران باستان این سرزمین چنانكه در گذریم بایدگفت كه پیامدهای انقلاب مشروطیت ونفی حكومت استبدادی تدوین و تصویب قانون اساسی در سال 1324 ه.ق و متمم آن در سال 1325 ه.ق می باشد كه اصول هشتم تا بیست وپنجم آن اختصاص به حقوق ملت ایران دارد. لیكن جایگاه حقوق شهروندی یا حقوق مربوط به بشر كه در ایران زمین بامنشور حقوق بشر كوروش كبیر بنیان نهاده شده بود و در انقلاب مشروطه شكلی پر رنگ تر وبه روزتر به خود گرفته بود با بروز تحولات در ایران به سال 1357ه.ش وبه ثمر نشستن انقلاب اسلامی و روی كار آمدن جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله ای نو وجدید می گردد.
1-حقوق شهروندی در قانون اساسی
اكثر حقوق مرتبط با حقوق شهروندی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را می توان زیر مجموعه حقوق ملت یافت. در این رابطه می توان به اصول مهم زیر اشاره كرد:
اصل بیستم قانون اساسی ، همه افراد ملت اعم از زن ومرد را یكسان در حمایت قانون قرار داده است.