مبانی نظری دروغگویی و علل آن (فصل دوم تحقیق)
مقدمه
از حكیمیپرسیدند : تربیت از چه سالی آغاز میشود ؟ پاسخ داد : بیست سال قبل از تولد و اگر این مدت كافی نباشد باید برآن افزود.
آری ! واقع امر این است كه فرایند تربیت به معنای اخص آن سالهای قبل از تولد فرزند آغاز میشود. هر كودكی كه پای به عرصه وجود میگذارد و چشم به تماشای جهان هستی میگشاید، تبریك خالق كمال آفرین بدرقة راهش میشود. این كودك خود بالقوه پدر است و مادر. پس برنامههای جامع تربیتی او میبایست متضمن اندیشههای پدرپروری و مادرپروری نیز باشند، به دیگر سخن كودكان و نوجوانان امروز، پدران و مادران فردا میباشند. [1]
یكی از صفات پسندیده كه هماهنگ با سرشت با آدمیان است. راستگویی است.
هرانسانی بالقوه مایل است راست بگوید و همچنین سخنانی را كه از دیگران میشنود راست تلقی كند. دروغ گفتن انحراف از صراط مستقیم و فطرت و خلقت است و بدون تردید مخالف وجدان اخلاقی بوده و در نظر كلیة ملل و اقوام جهان ودر تعالیم قاطبة پیامبران الهی عملی ناپسند و مزموم است. بدبختانه این مرض خطرناك از دوران كودكی بچههای كوچك به این ناخوشی خانمان برانداز دچار میشوند و به دروغگویی عادت میكنند و گاهی چنان به این خوی ناپسند انس میگیرند كه از دروغ گفتن لذت برده و از اینكه دیگران را به گفتههای نادرست و غیر واقعی خود جذب كنند، مسرور میشوند، پدران و مادران و مربیان ارجمند باید بدانند كه اگر از دوران كودكی جلوی این ناخوشی خطرناك گرفته نشود، ممكن است فرد تا پایان عمر به آن مبتلا باشد.